تبليغاتX
بلبل بانو
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 16:17  توسط بلبل بانو | 

مادرم پرسيد:

باران را دوست نداری؟

او چه می داند از راز دل من

 پدرم هم می پرسد سؤال مادر را

دوست داشتم ناگفته می فهميد

سكوت كردم

گفتم:هيچ

دارد باران می بارد

و خانه كفشهايم دوباره پر آب شده

آخر پشت بامش خراب شده

راز دل من اين است

كاش باران بند بيابد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 16:12  توسط بلبل بانو | 

 

آنکس که مي گفت دوستم دارد، عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 19:33  توسط بلبل بانو | 

 

برای فهميدن ارزش ده سال : از زوج های تازه طلاق گرفته بپرس.

برای فهميدن ارزش چهار سال : از فارغ التحصيلان دانشگاه بپرس.

برای فهميدن ارزش  يك سال : از دانش آموزی كه در امتحانات پايان سال مردود شد بپرس.

برای فهميدن ارزش نه ماه : از مادری كه نوزاد مرده به دنيا آورده بپرس.

برای فهميدن ارزش يك ماه : از مادری كه نوزاد زودرس به دنيا آورده بپرس.

برای فهميدن ارزش يك هفته : از سردبير يك روزنامه هفتگی بپرس.

برای فهميدن ارزش يك ساعت : از عاشقانی كه در انتظار يكديگر به سر برده اند بپرس.

برای فهميدن ارزش يك دقيقه : از شخصی كه از هواپيما  جا مانده اند بپرس.

برای فهميدن ارزش يك ثانيه : از بازمانده يك تصادف بپرس.

برای فهميدن ارزش يك دهم ثانيه : از شخصی كه در المپيك مدال نقره به دست آورده بپرس.

برای فهميدن ارزش يك دوست : از كسی كه آنرا از دست داده بپرس.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 19:28  توسط بلبل بانو | 

 

دلم را شكستی

با خاطراتت آن را ترميم می كنم

تا دلی شود

كه تو

دوباره

آن را بشكنی...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 19:29  توسط بلبل بانو | 

حراج عشق

به بازار سياه رفتم

برای خريدن عشق

در ابتدای ورودم                       

روی كاغذی خواندم

در غرفه هوس بازان

عشق را به حراج گذاشته اند

به قيمت نابودی پاكبازان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 6:29  توسط بلبل بانو | 

مداد رنگی ها همه مشغول بودن.

 

به جزء مداد سفید....

 

هیچ کس به او کاری نمی داد.

 

همهء مداد رنگی ها میگفتند:

 

تو به هیچ دردی نمی خوری....

 

یک شب که همهء مداد رنگی ها تو سیاهی

 

کاغذ گم شده بودند...

 

مدادسفید تا صبح کار کرد....

 

ماه کشید...

 

مهتاب کشید....

 

و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک تر شد...

 

صبح توی جعبهء مداد رنگی....

 

جای خالی او...

 

با هیچ رنگی پر نشد....

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 3:52  توسط بلبل بانو | 

به من گفتند می آيد سعادت پشت در بنشين

و مردم منتظر اما دو دل، آيا نمی آيد؟

تمام دردها در پشت اين درهاست

كمی جرأت بكن

بگشای درها را

سعادب پشت آنسوهاست...

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 3:28  توسط بلبل بانو | 

گفتند: شکست یعنی تو یک انسان در هم شکسته ای

گفت:نه ! شکست یعنی من هنوز موفق شده ام

گفتند: شکست یعنی تو  هیچ کاری نکرده ای

گفت: نه ! شکست یعنی من هنوز چیزی یا نگرفته ام

گفتند: شکست یعنی تو یک آدم احمق بوده ای

گفت: نه ! شکست یعنی من به اندازه کافی جرات و جسارت داشته ام

گفتند:شکست یعنی تو دیگر به آن نمیرسی

گفت:نه ! شکست یعنی من باید از راه دیگر به سوی هدفم حرکت کنم.

گفتند: شکست یعنی تو حقیر و نادان هستی

گفت: نه ! شکست یعنی من هنوز کامل نیستم

گفتند: شکست یعنی تو زندگیت را تلف کرده ای

گفت: نه ! شکست یعنی من بهانه ای برای شروع کردن دارم

گفتند: شکست یعنی تو دیگر باید تسلیم شوی

گفت:نه ! شکست یعنی من باید بیشتر تلاش کنم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 2:36  توسط بلبل بانو | 

روش شوهر يابی .:.

 

 

در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه

  خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .

۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی

نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.

نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .

نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .

نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .

نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .

نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .

نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .

نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.

نتیجه گیری : د ر تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 4:16  توسط بلبل بانو | 

 

عاشق بارانم

زير اين نم نم باران غروب

بال پرواز پرنده خيس است

آسمان گشته ز پرواز پرنده خالی

من خيالم همه بال است و

هوای پرواز

و قناری نكند در شب باران پرواز

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:24  توسط بلبل بانو | 

 

اون روزی که تو اومدی دلم یه جای دیگه بود
حال و هوای رویاهام حال و هوای دیگه بود
دلم رو کنده بودم از حرف و نگاهای همه
دنبال اون کسی بودم که توی این دنیا کمه
دیدم همه مثل همن عادی و سرد و بی وفا
نگات ولی بمن می گفت اونا کجا تو کجا
شعرا تو وقتی شنیدم گفتم عجب شباهتی
تو قحطی عاطفه چه شاعر با شهامتی
دنبال فرصتی بودیم صحبت کنیم بی درد سر
صحبتا عاشقونه بود شب کافی و روز مختصر
با فکر تو طول نکشید که حل شد این مشکلمون
دیگه غمی نبود واسه گفتن حرف دلمون
صدا و لحن عاشقت شبا واسم لالایی بود
کاشکه همون روزا بودن که شباشون طلایی بود
یادش به خیر شعرایی که شب می نوشتیم مشترک
اونا همیشه می مونن مثل یه یادگاری تک
یکم گذشت یادم دادی با هر کسی حرف نزنم
گفتیکه این کارا یعنی من دارم عهدو می شکنم
گفتی که خوشبخت نمی شه هر کی خیانت بکنه
گفتی توی عشق خوبه که ادم حسادت بکنه
قرار گذاشتیم زود بگه هر کی رنجید از کسی
تا که نمونه تو دلی شکستن دلواپسی
اما حالا اگه بگم که رنجیدم داد می زنی
انگار نه انگار که تو اون عاشق زیبای منی
دنیا رو حاضرم بدم اما همون روزا باشه
بذار که سودا همشون بازم اونا باشه
از حسودی نمی تونم دست خدا بسمرت
می خوام یه بار از ته قلب بازم بگی دوس دارمت
تا قهر می کردم اون روزا تو مهربونتر میشدی
اشتی من که دیر می شد تو هم باهام قهر میشدی
چه ذوقی کردم که اره همونه که من می خوام
همون که تا اخر عمر می مونه مهربون با
از اون به بعد منم دیگه حسابی عاشقت شدم
دلم یه کم خوش بود به رنگ به رنگ تقدیر خودم
حالا
تنها گذاشتنم دیگه انگار که عادتت شده
یه لحن تلخ یه مدته جای محبتت شده
اگه دوری از چشمای من دلو دادی به دیگری
مثل توام که گفتی از خیانتا نمی گذری
راستی که اون روزا گذشت هر جا دلت می خواد برو
دیگه صدام در نمیاد اصلا چی کاردارم به تو
شک ندارم فقط می خوام علتشو بهم بگی
بشی بهونه قشنگ من برای زندگی..........

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:19  توسط بلبل بانو | 

 

 

نگاهم خيره میماند به تصويری كه در آن هيچ كس نيست. هيچ نقشی نيست. دلواپس لحظه های رفته ام. انگار دلی گريان است. از آن سو پاييز و زمستان با هم آمدند. در خلوتی اين شب، پنجره پر نور نمی شود.باز هم احساس مبهمی دارم. كسی نيست و در حصار تنهايی مانده ام. شبيخــونی از يادها، مثل خوابی به سراغم می آيد.

جا مـانده ام. هزاران قرن، همه رفته اند. در آواری، دل خود را دفــــن مـــــی كنم. باز هم سكوت است و سياهی. نگاهم هنوز آن قاب خالی را می نگرد و من در غبار آن فراموش می شوم...

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 18:44  توسط بلبل بانو | 

سه بار می نويسم : جنگل

دو بار می خوانم : پاييز

يك بار باران می كشم

باران، پاييز، جنگل...

اوه...چه زيبايی وهم آوری!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 16:47  توسط بلبل بانو | 

             

  " جاده "

 

من در جاده ام ولی هنوز تو را نيافته ام

نمی دانم با پيمودن كدام جاده

كدام راه

به تو خواهم رسيد

پس همچنان خواهم رفت

تا تمام جاده ها

در جستجوی تو...

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 16:47  توسط بلبل بانو | 

تو، تنها

 

ناله باد در وحشت گيج درخت گم بود و دستانش ملتمسانه به هر سو دراز مــی شد و تو، ب‍ی اعتنا، گامهايت را می شمردی.

برگی پيش پايت خودش را دار زد و ماه از ترس پشت ابر پنهان شد و تو همچنان سرگرم كار خود بودی...

ناگاه پايت به سنگی گرفت و زمين تو را نگه داشت.برخاستی و پشت سرت را نگاه كردی. روح جنگل مرده بود و تو تنها شده بودی.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 16:47  توسط بلبل بانو | 

 

 

 

پاييز با رنگ تازه، با بوی تازه، از راه رسيده است و درختان، شميم تازه را ميپراكنند.خش خش برگها، موسيقی فصلی تازه اند.

راستی كه آدمی چقدر به برگها شبيه است...!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 14:46  توسط بلبل بانو | 

تجرد و تاهل، عشق و زندگی از نگاه بزرگان

 

*      قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرفهايی می انديشد كه شما گفته ايد، اما بعد از ازدواج، مرد قبل از اينكه شما حرف بزنيد به خواب می رود (هلن رولان).

*      عاشق شدن يك مرد امر نادری است كه به ندرت آخر و عاقبت خوشی دارد (هيومك دی آرميد).

*      ازدواج نه دوزخ است، نه بهشت... برزخ است (آبراهام لينكل).

*      زندگی، چيزی است كه هنگاميكه ما نقشه های ديگری در سر داريم برايمان رخ ميدهد (تامس لامانس).

*      زندگی كاری است كه وقتی خواب نيستيد محبوريد آنرا انجام دهيد (فران لبو وپتز).

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 15:16  توسط بلبل بانو | 

آداب و رسوم ازدواج در جهان

 

*      مكزيك :

مهمانها قبل از شروع پايكوبی، دور زوج جوان مانند يك حلقه قلب شكل جمع می شوند.

 

*      مالزی :

به مهمانان يك عدد تخم مرغ پخته تزيين شده می دهند (تخم مرغ سمبل باروری و خلاقيت است)

 

*      مراكش :

عروس مراكشی قبل از ورود به خانه جديدش، سه مرتبه دور خانه می چرخد.

 

*      نروژ :

دو درخت صنوبر كوچك را در دو سمت خانه تازه عروس و داماد می كارند تا آنها از بچه های سالم و زيبا بهره مند شوند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 15:15  توسط بلبل بانو | 

 

عجيب و غريب ترين قوانين سراسر دنيا

 

*   امريكای شمالی:

خانواده های عزادار و سوگواری كه شب زنده دار هستند حق ندارند در طول شبانه روز بيش از سه ساندويچ بخورند!

 

*   زيون :

دادن سيگار روشن به تمام حيوانات اهلی و دست آموز مثل سگ و گربه، غير قانونی است!

 

*   ميشيگان :

يك زن حق ندارد بدون اجازه شوهرش، موهايش را كوتاه كند!

 

*   جئورجيا :

كسی حق ندارد با صدای بلند نلمه "مار" را به زبان بياورد!

 

*   ايداهوا :

شهروندان حق ندارند بدون داشتن مجوز از كلانتر، بعد از تاريكی هوا، پياز بخرند!

 

*   كانادا :

اگر كسی روز يكشنبه، در حاليكه سير خورده باشد، سوار تراموا شود، خلاف قانون عمل كرده است!

 

*   استراليا :

افراد حق ندارند بعدازظهر، در حاليكه شلوار صورتی پوشيده اند، از خانه هايشان خارج شوند!

 

*   تايلند :

افراديكه لباس زير به تن ندارند، مجاز نيستند از خانه هايشان خارج شوند!

 

*   آفريقا :

اگر شخصی آدامس در دهان داشته باشد و بادكنكی از آن درست كند كه تا بالای دماغش بيايد، خلاف قانون عمل كرده است!

 

*   انگلستان :

تخت خواب افراد نبايد از پشت پنجره منزلشان معلوم باشد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 15:11  توسط بلبل بانو |